محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
605
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
آشكار دارند ] آن مرد پستاندار « 1 » كه در ميان خارجيان شوريده بر علي ( ع ) مىبود وگفتند كه چون زنان پستان مىداشته ، از اين سرزمين بوده است . مردم آنجا بىآنكه بيمار باشند زردرويند ، حسود وغالى « 2 » در مذهبند . خدا * مرا از آنچه گفتم بيامرزاد ، زيرا من پردهدرى نخواسته وعيبجوئى نكردم بلكه چيزى را گفتم كه از پيامبر ويارانش دربارهء ايشان نقل شده است . واين است نقشهء آن ، تا آنجا كه از دستم برمىآمد وبه فهمم مىرسيد كوشيدم من از خدا كمك مىخواهم وبدو پناه مىبرم . بدانكه اين إقليم در گذشته « اهواز » خوانده مىشد وهفت خوره مىداشت ولى اكنون برخى از آن خورهها از ميان رفته وبرخى در كشاكش است وبرخى با قواعد ما ناجور شده است . پيش از اين نيز من گفتم كه شاهان در علم جغرافيا همانند ياران پيامبر اختيار قانونگذارى - دارند كه هر گاه يكى از ايشان نظري دهد كه در صحابه مخالفى نداشت حجت وقابل استناد خواهد بود ، عضد الدولة از شاهان بزرگ روزگارش مىبود ودر كشور اسلام آثاري شگفتانگيز دارد ، نبينى چه شهرها كه ساخته وچه نهرها كه شكافته وچه نامها كه نهاده وچه نوها كه آورده است ؟ وى اين إقليم را « هفت خوره » « 3 » خواند ومردم آن را بدين نام شناختند ومن نيز چون مخالفى نديدم از آن پيروى كردم : نخستين آنها از سمت كوهستان ، « سوس » است ، سپس « جنديشاپور ، تستر ، عسكر
--> ( 1 ) ذو الثدية ، حرقوص از سران خارجيان كه در نهروان كشته شد داستانش را طبري ع 1 : 3383 ، پ : 2613 آورده است . فرقهاى از خارجيان بدو منسوبند وطبري رساله در رد ايشان نگاشته است ( ذريعة 1 : 193 ) ( 2 ) معنى غلو در ص 392 پانوشت 3 گذشت . ( 3 ) متن : سبع الكور